تبليغاتX
انــــــســــــــــان - معـــــــارف تطــــــبیـــــقی (comparative)

انــــــســــــــــان

ان الانسان لفی خسر

معـــــــارف تطــــــبیـــــقی (comparative)

 1- یکی از رهبران قبایل سرخپوست آمریکا توسط دولت دستگیر شده بود و سربازان در حال انتقال او به شهر بودند. همانطور که می دونید اکثر این رهبران قبایل medicine man  هستند یا همان مرد حکیم یا عارف خودمون. بعداً تعریف می کنه که وقتی داشتند مرا به شهر می بردند، در شهودی می دیدم که دارم به سیاهی نزدیک می شوم و هر چه به شهر نزدیکتر می شدیم این سیاهی بیشتر و بیشتر می شد و همه جا را فرا می گرفت. به شهر که رسیدیم با خودم فکر می کردم که این سیاهی به چه دلیله؟ مگه مردم توی این شهر چه کار می کنند؟ بعد که با دقت در زندگی شهرنشینان نگریستم دیدم که این سیاهی به دلیل این است که این مردم در خانه هایشان چیزهایی دارند که به آن نیاز ندارند.

2-گاندی در کتاب همه مردم برادرند در فصل فقر در میان فراوانی می گوید:

اگر کسی چیزی بیش از من دارد؛ بگذار داشته باشد. اما تا آنجا که به تنظیم زندگی خود من مربوط می شود من جرات ندارم ملک چیزی باشم که به آن نیاز ندارم.

اگر کسی مالک چیزی باشد که به آن احتیاج ندارد؛ هرچند آن چیز در اصل از دزدی هم به دست نیامده باشد؛ باید اکنون مال سرقت شده به شمار آید. مالک بودن طبعا به مفهوم تدارک دیدن آینده است.یک جویای حقیقت و دنبال کننده قانون محبت نمی تواند چیزی برای فردای خود نگهدارد.

3- این حدیث آسمانی را هم از این طرف داشته باشید:

مَا قَلَ وَ کََفی خَیرٌ مِن مَا کَثُرَ وَ اَلهیَ

یعنی آنچه که کم باشد و کفایت کند بهتر است از آنچه که زیاد باشد و به لهو افکند.

( لهو: بازماندن از کار مهمتر و پرداختن به کار دون پایه تر) 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 21:13  توسط مصطفی پیرجمال   |